زمان طاووس (داستانهای کوتاه جهان/شماره 23) چ1 شمیز جیبی

بیرون
که رفتند، مگ از سر تنفر فریاد فرو خورده ای کشید؛ تمام کرم های خاکی حیاط روی
پله خزیده و همان جا مرده بودند. محوطه ی چمن کاری حالا صرفا حالت اسفنجی نداشت،
بلکه خیس آب بود و مثل با تلاقی لجن گرفته به نظر می رسید.