در کرانه شب (ادبیات کلاسیک جهان) چ2 شمیز رقعی

سراسر
داستان زندگی یک شبانه روز روز مردم یک دهکده دور افتاده ماهیگیری
 است در غروب یک روز زنی کهنسال در
بستر مرگ خفته است همچون نمادی از عصر ای رو به زوال عصر زندگی روستایی و مناسب
رو به پایان است ست و عصر ماشین در آستانه ایستاده است پزشک زن محتضر تنها کسی
است که پیوند او و عصر محتضر را می شناسد و مرگ او را نقطه خامی در پایان آن اثر
می داند