سه نوازنده؛ ج2 (کتابی کوچک با الهام از هنرمندی بزرگ)(پرنده آبی) چ1 رحلی زرکوب

در
سرزمین میرادور کسی او را به چشم خودش ندیده بود اما وقتی اسم آتشدهان می آمد
همه از ترس برخود می لرزیدند
مینوس ، شه میرادور ، به این تر دامن زد 

(( سرانجام روزی به سراغتان خواهد آمد و فرزند دلبندتان را از آغوش مادر می
رباید و می برد ))
اما ، مردم آن دیار با آنکه شب روز نگهبانی می دادند گاهی دلشان  هوای چیز های دیگر می کرد و بدین ترتیب ، در
یک
صبح روشن بهاری ، سه نوازنده گذرشان به شهر افتاد  .