سندباد (سفر به سوی خطر) (آوای روزان) چ1

سندباد
مرد جوان ثروتمندی که اموال خود را هدر داده است، باید برای کسب معاش به صورت
بازرگان خانه اش را در بغداد ترک کند و به یک سفر دریایی برود.
 او در سفرهای خود با توفان های شدید،
نهنگ های خوفناک، پرندگان غول آسا و یک غول که می خواهد او را از بین ببرد،
مواجه می شود. با این حال سندباد حتی پس از آنکه دوباره مال و ثروت خود را به
دست می‌آورد به دنبال ماجرا های بیشتر به دریا برمی گردد. آیا سندباد بر خطرات
پیشرو پیروز می گردد؟ و یا اینکه عطش او برای ماجراجویی منجر به نابودی اش می
شود؟