وقتی برکه دلش گرفت (کودک) چ1 شمیز

خرگوش
و دوستانش یک روز می‌فهمند برکه با آن ها قهر کرده و دیگر عکسشان را نشان
نمی‌دهد ؛ اصلأ بغض کرده و ساکتِ ساکت است ؛ حتی دیگر نی‌لبک زدن های خرگوش را
هم دوست ندارد . هیچ یک از آن ها نتوانست از راز برکه سر دربیاورد و او را خوش
حال کند . تا این که رودخانه چیزی به آن ها نشان داد ... شما فکر می‌کنید چه
چیزی برکه را ناراحت کرده بود ؟