تعبیر یک رویا (داستان های پیامبران خدا)(پرنده آبی) چ1 شمیز خشتی

ابراهیم را روی منجنیق گذاشتند و در میان آتش انداختند. نمرد قاه
قاه می خندید. ناگهان... ابراهیم چشم 
باز کرد و خودش را در میان باغی از گل دید. زیر پاهایش هیزم داغ نبود.
چمن های نرم بود. دورو برش گل های خوش بو و نسیم خنک بود. اشک مثل  قطره های باران از چشم های ابراهیم سرازیر
شد. 
  • زبان کتاب
    فارسی
  • سال نشر
    1397
  • چاپ جاری
    1
  • شمارگان
    1000
  • قطع
    خشتی بزرگ
  • تعداد صفحات
    38
  • نویسنده
    مهری ماهوتی
  • ویراستار
    انتشارات علمی و فرهنگی
  • وزن
    127 گرم
  • شناسه محصول
    183820

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی