بابا=mc2 (پرنده آبی) چ1 شمیز جیبی

از
وقتی بابا دیگر بابا نبود، باباتر شده بود. مثل باباهایی که دخترشان را با غریبه
ای دیده باشند، زل زده بود به من. مثل بابا هایی که یک دفعه بخواهند دخترشان را
دعوا کنند و یکی بزنن توی گوشش. نگاهم رفت سمت سیاهی ای که روی چهارچوب در بود.
قبل از این که بزند توی گوشم، جیغم رفت هوا: 
«سوسک».
رفتم پشت سر بابا. بابا دست و پایش را گم کرد: «چیزی نیست هانیه خانم.»
 خواست کفشش را در بیاورد، اما قبل از
او  مامان با دمپایی اش زد توی گوش سوسک. 
  • زبان کتاب
    فارسی
  • سال نشر
    1392
  • چاپ جاری
    1
  • شمارگان
    1500
  • قطع
    پالتویی
  • تعداد صفحات
    211
  • نویسنده
    مهسا لزگی
  • ویراستار
    انتشارت علمی و فرهنگی
  • وزن
    185 گرم
  • شناسه محصول
    183915

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی