لولو آلبالو (پرنده آبی) چ1 زرکوب

آخر
تقصیر لولوآلبالو نبود که با آن قد و قواره ، عاشق میوه ای ریزه میزه شده بود .
فقط یک روز که داشت سربه هوا راه می‌رفت از بالای درخت چیزی افتاد توی دهانش .
از همان روز همه چیزش شد آلبالو . صبح ها جایش زیر درخت آلبالو بود و غروب ،
نزدیک میوه فروشی سر کوچه ، یک گوشه ، توی تاریکی قایم می‌شد و آه می‌کشید : «
آهالبالووو ...
آهالبالووو ...» آن وقت ، هر کس از کنارش رد می‌شد ، انگار که جادو شده باشد ،
یک راست می‌رفت توی میوه فروشی و چند کیلو آلبالو می‌خرید . لولوآلبالو هم که
حتی به اندازه‌ی یک آلبالو عقل توی سرش نبود دنبالش راه می افتاد  
  • زبان کتاب
    فارسی
  • سال نشر
    1395
  • چاپ جاری
    1
  • شمارگان
    1500
  • قطع
    خشتی بزرگ
  • تعداد صفحات
    32
  • نویسنده
    سمیرا قیومی
  • ویراستار
    انتشارات علمی و فرهنگی
  • وزن
    298 گرم
  • شناسه محصول
    185113

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی