عمو زنجیرباف لیزلیزی (ماجراهای ایستگاه جنگلی) (پرنده آبی) چ1 زرکوب

فیلی
دوید. خرسی و قوری قورباغه هم دویدند .اما مارک سر جایش ماند.فیلی گفت:«پس چرا
نمیای ؟»مارک دادزد:«آخ..خه...ن...نمی...شه..گ..گره خوردم.»
به نظرت یک مار گره خورده را چه طوری می شود باز کرد؟پس چرا وایسادی و نگاه می
کنی؟ورق بزن وبرو کمکش.