ماشین لباس شویی شکمو (پرنده آبی) چ1 زرکوب

سپهر
کلاهش را سمت شکمو خان گرفت ،   و فریاد
زد : (( اگر دوست داری این کلاه خوش مزه را بخوری ، دنبال من بیا ...))