کتاب زندیق چ1 شمیز

سکوت
محض بود. آواز سیر سیرکها توی حیاط و آن بازی مخوف ابر وماه، که دلش نمی آمد
دوباره به آن خیره شود. برگشت دوباره تکیه داد به پشتی ها. صدای کوفته شدن سنگ
بر دروازه آمد. سروان نه خوفی کرد نه اراده خاصی داشت. بی ترس و واهمه رفت جلوی
حیاط و در را باز کرد. چند اسب سوار بودند... 
  • زبان کتاب
    فارسی
  • سال نشر
    1395
  • چاپ جاری
    1
  • شمارگان
    1000
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    227
  • نویسنده
    مصطفی جمشیدی
  • ویراستار
    انتشارات علمی و فرهنگی
  • وزن
    235 گرم
  • شناسه محصول
    183305

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی