دزدم و بچه می برم (پرنده آبی) چ1شمیز

توی
واگن بعد،فیل بند بازی می کرد. شتر یک چرخه سواری می کرد. اسب نقاشی می کرد.
سوسمار آتش بازی می کرد.آقای کج و کوله هفت تیر کشید و گفت :«بی حرکت!من بچه
دزدم!بگید بچه کجاست ،می خوام بدزدمش!»