خاطرات یک گربه قاتل (کودک) چ2 شمیز

((قبول،قبول،
خوب دارم بزنید. من پرنده را کشتم. به خدا من گربه ام.)) وقتی تافی یک پرنده را
داخل  خانه آورد الی بیچاره خیلی ترسید .
بعد یک موش آورد. اما تافی دلیل این همه داد و قال را نمی فهمید. قربانی بعدی  دیگر چیست؟ قربانی ای که قراره است از گربه
رو وارد خانه شود. سرانجام  الی دل نازک
می تواند کاری کند که گربه ی عزیزش قبل از این که به دردسر بدتری بیفتد دست از
کار های وحشیانه اش بکشد؟ ماجرای های خنده دار تافی و خانواده ی او از زبان خود
گربه قاتل.