اسد پسری که شیر شد (پرنده آبی) چ1 شمیز

شب
که شد مامان اسد گفت : (( اسد جان ؛ وقت خواب است . برو تو تخت خواب بخواب ! ))

 اسد شلوار خوابش را دور سرش گرفت و
گفت : (( من شیرم ! توی تخت خواب نمی خوابم . توی جنگل تاریک بین درخت ها
می خوابم .))
       و رفت زیر تختش ، توی تاریکی
...  شب که شد مامان اسد گفت : (( اسد جان ؛ وقت خواب است . برو تو تخت خواب بخواب ! )) اسد شلوار خوابش را دور سرش گرفت و گفت : (( من شیرم ! توی تخت خواب نمی خوابم . توی جنگل تاریک بین درخت هامی خوابم .))      و رفت زیر تختش ، توی تاریکی ...
  • زبان کتاب
    فارسی
  • سال نشر
    1394
  • چاپ جاری
    1
  • شمارگان
    1500
  • قطع
    رحلی
  • تعداد صفحات
    100
  • نویسنده
    شیدا رنجبر
  • ویراستار
    لاله جعفری
  • وزن
    92 گرم
  • شناسه محصول
    183878

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی