پوپک و پنجره شمیز چ1

پوپکبرایخوابیدنآمادهشدهبودکهناگهانصدایی
شنید:«سلام!»
فکرکرداشتباهشنیدهاست.اینموقعشبکی
بودکهبهاوسلاممیکرد؟
   « باتوهستم.چراجوابسلاممرانمیدهی؟»
پوپکنگاهیبهاطرافشانداخت.آنوقتشب
تویاتاقغیرخودشکسینبود.
  «  اگرپردهراکناربزنیحتماًمرامیبینی!»
پوپکبهسویپنجرهرفت.ازوقتیمادرپردههای
اتاقشراعوضکردهبود،اوکمترپایپنجرهمیرفت.
بندابریشمیپردهرابهطرفخودشکشیدوپردة
کرکرهایبیصداجمعشدوبالارفت.چشمشافتادبه
ماهگردودرخشانکهوسطآسمانمیانستارهها
نشستهبود. 
  • زبان کتاب
    فارسی
  • سال نشر
    1388
  • چاپ جاری
    1
  • شمارگان
    3000
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    160
  • نویسنده
    مرضیه محمدپور
  • ویراستار
    انتشارت علمی و فرهنگی
  • وزن
    188 گرم
  • شناسه محصول
    184445

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی