خنده های تربچه ای چ2 (پرنده آبی)

آن
روز هیچ چیز مثل همیشه نبود. هر روزصبح تربچه جور دیگری از خواب بیدار می
شد.تربچه های ریز و درشت کنارش آن قدر خمیازه می کشیدند که خواب از کله اش می
پرید اما آن روز...