آماده باش (پرنده آبی) چ1 شمیز وزیری 550000 ریال

مامان جون اردوگاه اصلا
اونطوری که فکر می کردم نیست میدونم که دوست های پولدار محله مون فکر میکنن من
عجیب غریبم ولی مطمئن بودم که تو اردوگاه تابستونی همه بچه های روس شبیه منن و اون
وقت دیگه همه مون باهم شعر میخونیم وایمور میخوریم و دوست های صمیمی می شیم ولی نچ

دختر هایی که تو چادر منن
پنج سال از من بزگترترن و نمیخوان که من پیششون باشم تو اردوگاه اصلا برق نیست آب
لولبه کشی نیست و اصلا اصلا خبری از آبنبات و این ها نیست  اون دستشویی تو آلونک هم حتی فکرش رو هم که
میکنم عقم میگیره من نمی تونم این وضع رو دو هفته تحمل کنم لطفا می آیی دنبالم
لطفا دیگه نمیتونم دوست دارم